خلوتـــــــِ زندونـــــِ دِلم
لعنت به تمام کسانے که تو نيستند .....ولے عطر تو را مے زنند...
خشنتر.. عصبیتر.. کلافه تر و تلخ تر !
و جالبتر اینکه ، با اطراف هم کاری نداری..
همه اش را نگه میداری و دقیقا سر کسی خالی میکنی ،
که دلـتــنــگ اش هستی ...!!
![]()
پ.ن : از وقتی رفتی دبی احساس میکنم آدم دیگه ای شدی ! اینو خوابام میگه !
پ.ن : ولی امیدوارم راست نباشه ! راسته که میگن خواب زن چپه ! ؟
میدانم ُ مسافر ِ کوچه های گمراهیَم.. میدانم ُ خود را میزنم به آن راه..
به آن راه که نفهمی دردهایم را...نفهمی بهانه ِ سکوتم را..
میدانم حرف هایِ نگفته ات را..میدانم درد ِ زخم هایِ بی علاجت را..
میدانم سهمم را از آن دردهایی که تنها بهانه اش منم..
میدانم خسته ای از رفتن ُ نرسیدن...
اما تو هم بدان... تکیه بر دیوارِ شکسته تنها تو را زمین میزند...
چه در این ویرانی دیده ای که دل بسته ای به سقوط...!!!؟
بگذار شعله های عشق ِ من.. بسوزاند یاد من را در دلت...
میخواهم مدفون شوم در خاطراتت.. کُشته شوم در قلبت...
میخواهم درد باشم ُ درمانم نبودنم باشد...
خواب نوشت :
امروز دلم واسه داشتنت پر که نه پرپرمي زد ...
واسه بودنت... . ...
اينکه سرمو بذارم روي شونه ات و دستاتو فرو کني لاي موهامو بگي : مال ِ خودمي !
بعد ببيني که چه جوري ...با همين دو سه حرف ِ تو آروم مي شه..
امروز دلم خيلي امنيت ِ تو رو خواست... خيلي....![]()
مگر برایش چه لذتی دارد
این همه بردهای تکراری؟؟؟؟

اوّلین بارم نیست که گریه میکنم..
امّا اوّلین باریست که گریه آرامم نمیکند…
آهنگ این روزای من : معذرت می خوام "مهرشاد"
وقتی یاد گذشته می افتم و بهش فکر میکنم خیلی چیزا برام عجیب میشه ! من قبل از اینکه با تو آشنا بشم خیلی چیزا برام مسخره بود ! عشق برام یه چیز مسخره بود حس خوب وجود کسی که دوسش داری مسخره بود !
مامان بزرگم خیلی خوب می گفت از هر چی بدت بیاد سرت میاد !
من مبتلا شدم 6 تیر 88 مبتلا شدم به عشق سرم اومد از چیزی که بدم میومد !
من وجود کسی رو که عاشقش شده بودم لمس کردم احساسش کردم من مبتلا شدم به تو ! تویی که هرگز نمی خواستی کنارت باشم ! حالا 3 سال از روزا گذشته و من دور از توام تو هم ...
من هنوز احتیاج به زمان دارم من هنوز شبا با حرم نفسای تو خوابم میبره ! شبی نشده که خوابتو نبینم
من ....دارم تمرین میکنم فراموشت کنم ! تنها راه تمرینم هم همین وبلاگه ! من فقط اینجاست که به صورت یه طرفه باهات حرف میزنم و دلمو آروم میکنم !
اگه این وبلاگ اذیتت می کنه نیا ! به اینجا سر نزن
دو نقطه یک خط ممتد، به بلندای تمام حرف هایم
مثله امشب
:|
پ . ن :: دلــم تنگــ مي شــود همیشه ...
دلتنــگم
بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست
بــــی آن کـــه بـــــــاشد
هـــر لــحظه
زنــــــدگی اش کـــــرده ام ....!
نَفست چقـدر شبیه
مردمکـ چشمم
دودو … می زند
نترس ..
خسته ای شبیه خودم؛
من هنوز کنار رد پای گذشته ایستاده ام
خودم را به خواب نبودنت می زنم
چشمهایم چقدر چـُرت می زنند
میان لالائی حقیقت
کجای این نبودنها
به بودنم نگاه می کنی ؟
پ.ن : دل است ديگر ؛ سنگش نزن ، تحمـّل كن ...
وقتی دلت خسته شد دیگر حتی اشکهای شبانهــــــ هم آرامت نمی کنند ...فقط گریه می کنی چون به گریه کردن عادتــــــــ کرده ای ..
وقتی دلت خستهــــ شد دیگر هیچ چیز آرامتــــــ نمی کند به جز گریهـــــ ی بی پایان....
| Design By : nightSelect.com |




